هنرهای محیطی

احمد نادعلیان برای کارهای محیطی متعددش در گوشه و کنار دنیا شناخته شده است. کنده نگاری هایش اغلب ماهی، الهه ها، خرچنگ، مار، حیوانات، دست های انسانی، ردپاها و حتی نشانه های صور فلکی را نشان می دهد. مجموعه کارهای هنر رودخانه او اولین مجموعه بود که در ایران شروع شد و تدریجا در بیش از هفتاد کشور دنیا اجرا شد. 

به نقل از جان کی گرانده در آثار هنر محیطی نادعلیان “مداخلات هنرمند نسبتاً کم است و منعکس کننده نمادهای تاریخی باستانی که از فرهنگ وام گرفته اند. به واسطه ی حجاری ها در مکان های طبیعی، نادعلیان برای خلق مجسمه های محیطی در یک زیست بوم زنده کار می کند که هرگز مغلوب آنچه آنها را احاطه کرده است، نمی شوند.”

همانطور که نادعلیان می گوید: «زمانی که من در یک موقعیت طبیعی کار می کنم، سعی من بر این است که کلیت طبیعت را حفظ نمایم و در کل تا آنجا که ممکن است تغییرات ناچیزی ایجاد کنیم. این امر ممکن است تکریم زیبایی طبیعت تلقی شود اما مهم این است که چگونه سنگ نگاره ها پذیرای بافت زمخت هستند و چگونه هماهنگی بین سنگ نگاره ها و پیرامونشان به وجود می آید؟ من می خواهم کنده نگاری هایم برای مردمی که گشت و گذار می کنند به نمادهای کوچکی تبدیل شود که آنها را در طبیعت کشف کنند و بفهمند».

در سرزمین نادعلیان، بسیاری از کارهایش نادیده گرفته شده و تخریب شدند. محیط ما به طور فزاینده ای توسط توسعه ی انسانی تهدید می شود و بی اعتنایی به مقدسات عادی می نماید. از منظر هنر مورد تائید نادعلیان، طبیعت یک نظام زنده است که ما بخشی از آن هستیم. در طی سفرهایش به گوشه و کنار دنیا، نادعلیان بسیاری از سنگ نگاره هایش را در زیر زمین پنهان کرد و یا سنگ هایی با نقش ماهی خیالی را به رودخانه ها آبراه ها، آبگیرها و دریاها پرتاب کرد.

او می گوید: «این عناصر پنهان- ماهی هایم- زنده هستند،  به صورت راز آلود زندگی می کنند و روزی دوباره متولد می شوند.  در حین سندیت بخشیدن به رها سازی ماهی ها در آب، من با افق های جدیدی آشنا شدم. اینکه چگونه آب پذیرای هنر خواهد بود و اثر می پذیرد. شکلی که به واسطه ی برخورد سنگ با آب ایجاد می شوند فوق العاده هستند. آنها می توانند «مجسمه ها با آب» تلقی شوند  تندیس هایی را به چشم دیدم که با آب ساخته شده اند. برای من، ماهی نمادی از ستیز انسان برای بقا و نفس سرگردان او برای شادمانی است».

در بهار و تابستان، نادعلیان اغلب در پلور و در فصل های پاییز و زمستان اغلب در جزایر قشم و هرمز در خلیج فارس زندگی می کند. او همواره در جستجوی ماده ای جدید است که از طبیعت و زمین تأمین شود تا بتواند کارش را خلق کند. اولین بار در سال 1385، زمانی که مدیریت کارگاه هنر محیطی را در جزیره ی هرمز به عهده داشت،کار با خاک های رنگی در جزیره ی هرمز را در کارگاهش برای هنرمندان بومی مطرح و مدیریت کرد. پس از این رویداد، او از مواد طبیعی که از طبیعت به دست می آمد برای چیدمان های محیطی و هنر کالبدی استفاده کرد. هنر محیطی نادعلیان در جزیره هرمز با استقاده از خاک های رنگی شروع شد. اما به دلیل زیاده روی افراد بومی از خاک این جریان پس از چند سال جنبه معکوس پیدا نمود و با هدف نادعلیان همخوانی نداشت. به همین دلیل حالا برای حفاظت از محیط زیست، از خاک های رنگی و مواد طبیعی جزیره هرمز استفاده نمی کند، تا محیط زیست آسیب نبیند. 

از نظر نادعلیان، بهترین بدیل برای استفاده از خاک های رنگی، چاپ مهرهای استوانه ای بر روی سواحل وسیع ماسه ای جزیره ی هرمز است. این عمل طراحی با ماسه، با کنده نگاری سنگ های استوانه ای شکل می گیرد. نادعلیان با استفاده از این استوانه ها و حتی بطری های پلاستیکی برای چاپ بر روی ماسه، نقش های زودگذر و ناپایداری بر روی ماسه ها خلق می کند. این تصاویر، ماهی، مار، پرنده و دیگر اشکال بازتاب تعامل انسانی است که در طبیعت نقش زده می شوند.

به همین روش دوچرخه ی نادعلیان تبدیل به مجسمه ی سیالی شده است که تصویر نوشته را بر ماسه نقش می زند. صلح جهانی، محیط پاک، بر روی چرخ دوچرخه به جای عاج آن چسبانیده شده اند که پیام آن، بعد از حرکت دوچرخه ی نادعلیان بر روی ماسه باقی می ماند. نقش مایه ها بر روی ماسه و تصاویری که نادعلیان به  وسیله ی مهرهای استوانه ای خلق می کند و یا به واسطه ی دوچرخه سواری بر روی ماسه ها ایجاد می کند، در نهایت به واسطه ی امواج و یا بدیل دیگری مثل باد و شرایط آب و هوایی محو می شوند.

هنر محیطی تعاریف متعددی دارد، تعاریفی که در گذشته داشته است، تعاریفی که امروزه در غرب وجود دارد. در ایران نیز تعریف خاص خود را دارد. من ضمن پذیرش تعاریف امروزین آن، سمت و سوی شخصی خودم را دنبال می‌کنم.

فکر می‌کنم هنر محیطی می‌تواند به هنری اطلاق شود که هنرمندان اغلب با استفاده از عناصر یا اشیای موجود در طبیعت یا در محیط‌های غیرمتعارف هنرشان را شکل و ارائه دهند؛ بنابراین چگونگی محیط پیرامون اثر و مواد مصالح موجود در محیط، در کیفیت و چگونگی اثر تاثیر دارند. در این هنر گاهی نظمی برگرفته شده از طبیعت احیا می‌شود.
بدین‌سان در جریان خلق یک اثر محیطی بخصوص در طبیعت گاه هنرمند چیزی از طبیعت کم کرده و گاه عنصری را به آن می‌افزاید. در این هنر گاهی هنرمندان صرفا با رویکردی زیبایی‌شناسانه درصدد خلق آثاری هستند که چگونگی اشکال یا زیبایی آثار در اولویت قرار دارند و گاهی تعهدات اجتماعی اهمیت دارند. برای مثال اهمیت دادن به محیط زیست زمینه‌ساز این هنر است.
هنر محیطی الزاما مانا نیست. از این رو به واسطه عکاسی و تصویربرداری ثبت و ارائه می‌شود. گاهی مستندات تصویری این هنر یا عناصر طبیعت به فضای نمایشگاه انتقال می‌یابند و به صورت چیدمان ارائه می‌شوند.
بنابراین محیط می‌تواند طبیعی یا شهری باشد و هنرمند می‌تواند از مواد طبیعی یا بازمانده‌های صنعتی استفاده کند و هنری ارائه دهد که نه‌تنها از منظر زیست‌محیطی سازگار با محیط است، بلکه مختص به فضای ارائه‌شده است. جابه‌جایی یک چیدمان محیطی ممکن است آن را کم‌ارزش کند.
تعریف شخصی من از هنر محیطی به ویژگی بالا خلاصه نمی‌شود. از دید من رابطه عمیقی میان محیط طبیعی و محیط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وجود دارد. در آثار من در کنار مسائل زیست‌محیطی همواره مسائل انسانی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دیده می‌شود.