هنرهای محیطی

هنر محیطی تعاریف متعددی دارد، تعاریفی که در گذشته داشته است، تعاریفی که امروزه در غرب وجود دارد. در ایران نیز تعریف خاص خود را دارد. من ضمن پذیرش تعاریف امروزین آن، سمت و سوی شخصی خودم را دنبال می‌کنم.

فکر می‌کنم هنر محیطی می‌تواند به هنری اطلاق شود که هنرمندان اغلب با استفاده از عناصر یا اشیای موجود در طبیعت یا در محیط‌های غیرمتعارف هنرشان را شکل و ارائه دهند؛ بنابراین چگونگی محیط پیرامون اثر و مواد مصالح موجود در محیط، در کیفیت و چگونگی اثر تاثیر دارند. در این هنر گاهی نظمی برگرفته شده از طبیعت احیا می‌شود.

بدین‌سان در جریان خلق یک اثر محیطی بخصوص در طبیعت گاه هنرمند چیزی از طبیعت کم کرده و گاه عنصری را به آن می‌افزاید. در این هنر گاهی هنرمندان صرفا با رویکردی زیبایی‌شناسانه درصدد خلق آثاری هستند که چگونگی اشکال یا زیبایی آثار در اولویت قرار دارند و گاهی تعهدات اجتماعی اهمیت دارند. برای مثال اهمیت دادن به محیط زیست زمینه‌ساز این هنر است.

هنر محیطی الزاما مانا نیست. از این رو به واسطه عکاسی و تصویربرداری ثبت و ارائه می‌شود. گاهی مستندات تصویری این هنر یا عناصر طبیعت به فضای نمایشگاه انتقال می‌یابند و به صورت چیدمان ارائه می‌شوند.

بنابراین محیط می‌تواند طبیعی یا شهری باشد و هنرمند می‌تواند از مواد طبیعی یا بازمانده‌های صنعتی استفاده کند و هنری ارائه دهد که نه‌تنها از منظر زیست‌محیطی سازگار با محیط است، بلکه مختص به فضای ارائه‌شده است. جابه‌جایی یک چیدمان محیطی ممکن است آن را کم‌ارزش کند.

تعریف شخصی من از هنر محیطی به ویژگی بالا خلاصه نمی‌شود. از دید من رابطه عمیقی میان محیط طبیعی و محیط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وجود دارد. در آثار من در کنار مسائل زیست‌محیطی همواره مسائل انسانی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دیده می‌شود.