نامه به احسان رسولف: موضوع حفظ شهروندی احمد نادعلیان و خانواده اش در جزیره هرمز

جناب آقای احسان رسولف

با سلام و احترام

بدینوسیله از جنابعالی تقاضا می نمایم تا از آقای ادیمی بخواهید نام اینجانب احمد نادعلیان و خانواده ام را به سامانه شهروندان جزیره هرمز بازگردانند. شاید عجیب باشد که چرا از شما درخواست می نمایم. تمامی شواهد و روند سال های اخیر نشان می دهد که حریم اسکله در اختیار شماست. احداث انحصاری مجموعه فرهنگی هنری در حریم اسکله، در اختیار داشتن خانه جری پولاک، تغییر کاربری لنج های تاریخی و …؛ می توان بیشتر نوشت. به نظر می‌رسد هیچکدام از موارد یاد شده برای هیچ شهروند هرمزی و یا سرمایه گذار دیگر ممکن نبوده و نیست. به راستی چرا؟

به عنوان هنرمند ساکن جزیره هرمز از زمان حضور شما در جزیره هرمز بسیاری از هنرمندان، کنشگران زیست محیطی و گردشگری نظر اینجانب را در مورد فعالیت های شما در جزیره هرمز از من پرسیده اند و اطلاعات زیادی در اختیارم قرار داده اند. آگاهانه و به مصلحت وارد ماجرا نشدم، من و همکاران در حوزه محیط زیست راه تعامل را پیش گرفتیم.

نظر دارم، اما ضرورتی برای بیان نیست، معتقدم به زمان نیاز داریم چرا که جامعه هرمز را خوب می شناسم. اما سکوت ما بد فهمیده شده است، یک بار کارگردان محترم آقای ذوالفقاری به من مراجعه کردند و نظر من را راجع به فرش خاکی خواستند. ایشان به من گفتند که برای تهیه کننده من نظر شما مهم است. نظرم را صادقانه بیان کردم. در آن زمان من اطلاع نداشتم که تهیه کننده آن فیلم شما هستید. بعد ها فیلم را در تهران دیدم. نظر من صادقانه منعکس شده بود، اما قبیله ای از بندرعباس به شدت ناراضی بودند. آتش زیر خاکستر هنوز وجود دارد. برای کارگردان این رفتار عجیب بود. آنها کمپ فرش را به شما واگذار کردند و برای سرگرمی آنها، شما کلید خانه جری پولاک را به آنها دادید. آنها ارتباط نزدیکی با آقای ادیمی دارند.

آقای ادیمی بدون هیچ پیش زمینه‌ای دستور عمل زشتی را دادند. گزارش آن را در لینک زیر ببینید:

چمدان مشکوک احمد نادعلیان در اسکله جزیره هرمز

 

من و خانوده ام سالها شهروند هرمز بوده ایم. قبل از دوران کرونا، زمانی که آقای سید مجد‌الدین حسینی بخشدار بودند، طی نامه ای موضوع شهروندی ما تایید شد. در دوران کرونا ما در جزیره حضور نداشتیم و علت داشت. در چند ماه گذشته فعالیت موزه و کارهای فرهنگی ما با شتاب بیشتری ادامه دارد.

در ماه گذشته، زمانیکه همسرم برای انجام کارهای موزه به جزیره هرمز سفر داشتند، متوجه شدند که نام ایشان و پسرم بهزاد از سامانه شهروندان هرمزی حذف شده است؟ !!!

یک هفته پس از آن به بخشداری مراجعه کردم. جناب آقای طالب گلزاری متن نامه را تهیه کردند.

پس از تنظیم نامه آن را شخصا به موزه آوردند. از ایشان متشکریم. ما را شرمنده کردند.

نامه ای که در تاریخ 1400/09/24  از طرف آقای قریشی نامه امضا شده بود را همکار محترم ما آقای محمود هرمزی به  آقای ادیمی تحویل دادند.

آنچه که برای من بازگو شد و عجیب بود واکنش آقای ادیمی بوده است. ایشان گفته بودند آقای نادعلیان ساکن هرمز نیستند و نه تنها نام خانواده را اضافه نخواهند کرد، بلکه نام آقای نادعلیان باید حذف شود. ایشان در جمع کارکنان گارد اسکله گفته اند که این حق مردم هرمز است.

جناب آقای رسولف نهادینه شدن بیانیه های عوامگرایانه و قومگرایانه به شخص ایشان و مجموعه شما آسیب می رساند.  در یادداشتی جداگانه خواهم نوشت که حق چه کسی است از محوطه اسکله برای مقاصد فرهنگی و یا اقتصادی استفاده نماید. حق مردم هرمز است که بدانند چرا مجموعه شما در دل آن مجموعه واقع شده است؟

استدلال ما این است که افزایش تعرفه‌ی بلیط برای گردشگران است و نه شهروندان و صاحبان مشاغل در جزیره. معلمین ساکن بندر و حتی دانشجویان، هزینه گردشگر را پرداخت نمی کنند. وظیفه اداره بنادر رصد کردن من و خانواده ام نیست. بخشدار شهر بالاترین مقام سیاسی شهر هستند و زمانیکه نامه دادند ایشان باید عمل می کردند.

تردد آقای نادعلیان و خانواده با چمدان برای جامعه محلی هرمز سود دارد. به دلیل افزایش گردشگر بسیاری از زنان حالا معاش خود را از فروشندگی به دست می آورند. آنها فرصت تولید اثر را ندارند.  تفاوت آثاری که در موزه ارئه می شود با بسیاری از کالاها در این است که کالاهای ما همه تولید هرمزگان هستند. حتی نجاری که سالها برای ما قاب می ساخت حالا مسافر جابجا می کند. ما این بحران را برای خودمان حل کردیم.

برای رفع مسائل فنی در موزه کار برق و نجاری را باید شخصا انجام دهم. به همین دلیل هر بار باید کلی ابزار با خود بیاورم و برگردانم.  آخرین باری که به هرمز مراجعه کردم کالاهای موجود در چمدانم را عکاسی کردم.

محال است در مورد عملکرد اداره بنادر نوشت بدون نامی از “احسان رسولف” و “گروه زاو” و اینکه در آنجا چه عملی انجام داده اند و چرا هستند حرفی به میان نیاورد.

در این مدت ما پیگیر بودیم. در بخشداری به ما گفته شد که سامانه ها مختل شده است.  بعد متوجه شدیم که علی رغم پیگیری بخشدار جدید جناب آقای مهندس زرنگاری به دستور ایشان عمل نشده است .آقای ادیمی لجاجت می کنند. ایشان به وعده خودشان عمل کردند و نه تنها نام خانواده من را اضافه نکردند بلکه نام خود من را هم حذف کردند. معنی این رفتار بی اعتباری مقام حقوقی بخشداری است. عمل آقای ادیمی حقیقی است یا حقوقی؟

 

ما بانکدار نیستیم. سرمایه ما محدود است. اما آقای نادعلیان همیشه با هنر و رسانه از تهدید ها فرصت می سازد. همین برگه برای ما سود اقتصادی دارد. صبور باشید.

جناب آقای رسولف، ده سال قبل از حضور شما در جزیره هرمز حضور داشتم. اسناد تحول اجتماعی ، فرهنگی و تاریخی هرمز را جمع آوری می نمایم. تا کنون کتابهایی تالیف شده است و در نهایت به بهانه زندگینامه ، تاریخ معاصر جزیره هرمز را خواهم نوشت. “حضور در هرمز” مناسبات را تغییر داده است.  در این سال ها با عملکرد های آشکار و پنهان شما آشنا شدم. اخبار و اطلاع رسانی بسیار متناقض است. قابل فهم است که چرا؟

قبل از آمدن شما به هرمز دورادور با فعالیت های فرهنگی شما آشنایی داشتم. به عنوان معلم هنر تحول را از سال 1357 پیگیری می کردم. در دانشگاه ها چگونگی تحول هنر معاصر را تدریس می کنم و تحلیل می نمایم. شاید مردم هرمز زمینه ای از فعالیت شما نداشته باشند. اما من شناخت دارم.  هیچوقت فکر نمی کردم روزی به بینال ونیز بروم و هیچوقت فکر نمی کردم روزی پول بینال ونیز را بانک آینده بدهد.

قبل از اینکه احسان رسولف متولد شود در سال 1357 پولدار بودن جرم بود. سال ها پیش شوخی می کردند که دولت را به بخش خصوصی واگذار کنید. حالا فکر کنم آن شوخی جدی شده است.

زمانیکه به گذشته و یک دهه قبل از حضور شما در هرمز فکر می کنم هرگز فکر نمی کردم شما روزی در جزیره هرمز سرمایه گذاری نمائید. اگرچه به مصلحت گاهی نام شما در سایه قرار گرفت. اما به لطف کمک های مالی وسیع شما بومی های هرمز حالا از شما راضی هستند. آینده نزدیک و دور را حدس می زنم، صبر می کنیم. مسئولین مملکتی هم همه راضی هستند و هنگام سفر به هتل ماجرا می روند. بدینوسیله از شما تشکر می نمایم! مردم هرمز راضی، شما راضی، مسئولین راضی و …

دلیلی برای مخالفت وجود ندارد!

من فکر می کنم هنرمندان کشور در آینده نیازی به مرکز توسعه هنرهای تجسمی ندارند و نامه های اداری و درخواست کمک در جزیره هرمز را باید به آقای احسان رسولف نوشت. چون وزیر کشور، مجلس، استاندار، میراث فرهنگی و … همه به شما احترام می گذارند.

در پایان یادآوری می نمایم که در مجموعه اسکله با ساخت مرکز فرهنگی و هنری کافه رونگ ایرادات بنیادی بسیاری ایجاد شده که در یاداشت بعدی مفصل شرح خواهم داد. مسئولیت متوجه اداره بنادر، میراث فرهنگی و شماست. اگر درست عمل می شد این ایرادات بنیادی وجود نداشتند.

ادامه دارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *