هنر جامعه محور: پیوند مردم در حاشیه با هنر معاصر

از سال های اول فعالیت های هنر در جزیره هرمز و بعد در روستاهای قشم، احمد نادعلیان به زنان و دختران نیازمند و مردانی که بیماری اعتیاد داشتند طراحی و نقاشی آموزش می داد. او افراد مستعد را تشویق می کرد که طراحی انجام دهد. اغلب این نوع کار اینگونه شروع شد که به آنها کاغذ طراحی و مداد در اختیار آنها قرار می داد و موضوعاتی را پیشنهاد می داد.  آنها طرح کودکانه و بدوی را ترسیم می کردند. او در طراحی آنها تغییراتی انجام می داد و با استفاده از آنها روی بوم نقاشی می کرد.

نادعلیان همچنین در موارد زیادی در هرمز و روستاهای قشم با مردان و زنان نقاشی مشترک انجام داد. او اول زمینه رنگی ایجاد می کرد. افرادی که به مشارکت دعوت می شدند طرح هایی را می کشیدند. او قسمت هایی را تغییر می داد و بر روی آنها کار می کرد.

نوع دیگر آثار مشترک احمد نادعلیان انتخاب اشیائی بوده که اغلب زباله تلقی می شده است. او از زنان می خواهد بر روی آنها نقاشی اغلب گل انجام دهند. نتیجه نهایی آن در موزه و نگارخانه های در هرمز، لافت و تهران به به صورت چیدمان نمایش در آمده اند. پس از سالها کار جامعه محلی به چشم دیده و باور کرده ان که که هر زباله ای می تواند به هنر تبدیل شود.

هدف از این کار چه بود؟

هنرمند شدن افراد عادی

اولین هدف نادعلیان این بود که نشان دهد حتی افرادی که  در یک جزیره مرزی دور افتاده و در محلات حاشینه نشین زندگی می کنند و حتی در آن جامعه کسی آنها را جدی نمی گرفت، می توانند خلاق و هنر مند باشند. جمله مشهور جوزف بویز هنرمند آلمانی این بود که «هر فردی هنرمند است». اگر چه این جمله بعضی ها را دچار سو تفاهم کرده است. الزاما به این معنی نیست که همه می‌توانند نقاش یا عکاس باشند، بلکه او معتقد بود که خلاقیت در درون انسان ها نهفته است.  آدم ها می توانند در مسیر کار خوشان همانند هنرمندان خلاق باشند. آیا ادعای جوزف بویس شامل مردم همه جوامع می شود؟  نادعلیان معتقد است هنرمندان معاصر می توانند در هنرمند شدن افراد ناشناخته نقش داشته باشند.  او افرادی زیادی را از حاشیه به متن آورد. حالا بسیاری از آنها احساس توانمندی می کنند و خودشان را هنرمند معرفی می کنند.

کم کردن فاصله بین افراد در حاشیه و روشنفکران

او با استفاده از طراحی خام و بدوی سعی کرد که فاصله بین یک جامعه در حاشیه و فضای روشنفکری کم می کند. او به دنبال دستیابی به هنری بودم که بدوی، تخیلی، عجیب و باب میل فضا های هنر و روشنفکری باشد. طرح های افراد مستعد ولی آموزش ندیده ناب هستند. این نوع بدویت از درون آمده می آید و آموزش دادنی نیست. در آثار هنری جامعه محور سعی می شود که افراد یک جامعه مشارکت داشته باشند و باورکنند که خودشان می توانند کار هنری انجام دهند.

طرح مسائل اجتماعی

احمد نادعلیان از افرادی که در جامعه محلی زندگی می کنند و توان اقتصادی بالایی ندارند و مشکلات زیادی در زندگی داشته اند خواست تا داستان زندگی خودشان را بیان کنند. بازتاب کسترده آن در کتابهایش و وب سایت هایش موجب شد هنرمندان و پژوهش گران بسیاری با این مسائل موجود آشنا بشوند و برای عکاسی، تهیه مستند، فیلم سینمایی و همچنین پژوهش های حامعه شناسی به هرمز بروند و مشخصا به این افراد مراجعه کنند. این روند کمک می کند که افراد آن جامعه مطالبه گر شوند و در بلند مدت به اقتصاد و توسعه فرهنگی می انجامد. نادعلیان در روستاهای قشم به مسائلی توجه کرد که زنان از آن رنج می برند. این گفتگوی دوسویه جامعه و هنرمند سازنده است و هنری موثر تر و خلاقانه را بوجود می آورد.

نقاشی مشترک احمد نادعلیان و یکی از زنان در روستاهای قشم

کمک هنر به معیشت

از اهداف دیکر این بود که افراد آن جامعه توانمندی اقتصادی داشته باشند. نادعلیان طرح های آنها را خریداری می کرد. با گذشت زمان بعضی از شاگردان او در در حوزه طراحی و نقاشی این توانمندی را پیدا کردند که به صورت مستقل طراحی، نقاشی و یا کارهای دیواری انجام دهند. آنها کارهایشان را طراحی و نقاشی روی بوم بود را به هنرمندان و علاقمندان به فروش می رساندند و درآمد داشتند.

کنیز

اولین شاگرد او در جزیره هرمز کنیز بود. هدف اولیه کنیز تا قبل از آشنایی با نادعلیان نقاشی انجام  نداده بود. در گام های اولیه طرح های او کودکانه و بعد بدوی بود. نادعلیان سعی  می کرد که شکل بدوی کارهای کنیز را حفظ کند. در مراحل اولیه نادعلیان از طرح ها استفاده می کرد و با تغییرات زیادی نقاشی انجام می داد. یعنی رنگ ها را خودش تعیین می کرد.

 

 

 

نادعلیان به کنیز کمک کرد تا زندگیش را بر روی دیوار خانه اش نقاشی کند. روند کار به این صورت بود که از کنیز می خواست که افراد خانواده اش را بر روی کاغذ طراحی کند.  نادعلیان ضمن وفدارای به کلیت طرح ها در مراحل آغازین با اندک تغییرات طرح های کنیز را بر روی دیوار طراحی می کرد و ترکیب بندی آنها را تعیین می کرد.

مراحل انجام کار نقاشی دیواری در خانه کنیز
مراحل انجام کار نقاشی دیواری در خانه کنیز

پیکربندی اجتماعی و یا هنر متکی به جامعه: جان بخشی به محیط های متروکه

در روند اجرای کار دختران و همسایه های کنیز مشارکت می کردند. اغلب رنگ ها، فضا های پس زمینه و نقوش را نیز من تعیین کردم و از دختران کنیز  و زنان همسایه خواستم آنها را کامل نمایند.  بعضی از قسمت ها را من رنگ آمیزی کردم و کنیز نیز بعضی از قسمت ها را مستقیما نقاشی کرد.

با گذشت زمان کنیز سعی می کرد که عقلانی و درست نقاشی کند اما من به دنبال دستابی به هنری بودم که بدوی، تخیلی، عجیب و باب میل فضا های هنر و روشنفکری باشد. توجه به کارهای ناب بدوی فاصله بین یک جامعه در حاشی و فضای روشنفکری کم می کند.  این نوع بدویت از درون آمده می آید و آموزش دادنی نیست.

اما در غیاب من افرادی کنیز را تشویق می کردند که واقع گرایانه تر نقاشی کند. با گذشت زمان کنیز یاد گرفت که خودش نقاشی کند. در یک دوره طرح های جدید تر او بسیار ساده، تزئینی بودند. در کارهای اخیر چهره نسبت به کارهای اولیه به واقعیت نزدیک تر هستند.

 

خدیجه پور عبدالهی

یکی دیگر از خانم های هرمزی که با او آشنا شدم  و او را در طراحی مستعد یافتم خدیجه پور عبدالهی بود. او متولد هرمز و  همسر حاج علی هرمزی بوده است و در حال حاضر در تیاب میناب ساکن است. بر خلاف کنیز که زندگی پر مشقتی داشت خدیجه در شرایط با ثباتی زندگی می کند.

 

 

کارهای خدیجه طعم کودکانه و شاعرانه دارند.

 

 

نمونه کارهای بالا طراحی شده بودند و من رنگ گذری را انجام دادم.

 

 

چند نمونه از کارهای خدیجه را روی بوم نقاشی کردم.

 

محسن

در سال 1388 با محسن آشنا شدم.  به دلیل نیاز او به هنرمند سرا و بعد ها به موزه می آمد و کار می کرد. تدریجا او را تشویق کردم که طراحی انجام دهد. بر اسالس اولین طرح های او مجموعه ای نقاشی انجام دادم.   این کارهای مشارکتی که موضوع اجتماعی و خصوصا اعتیاد را نشان می دادند و تا پایان عمر او ادامه داشت.

آشنایی با محسن و انجام هنر مشارکتی در جزیره هرمز

طراحی های محسن هنرمندی در حاشیه جزیره هرمز

طرح محسن با موضوع خانه مرگ. تصویری از خانه ای بود که من خریداری کردم. قبلا پاتوق افراد معتاد بوده است. من طراحی او را نقاشی کردم

مصیب دریاپیمای هرمزی

مصیب دریاپیمای هرمزی یکی دیگر از شاگردان من بود. او دایی حسن دریاپیما بود. گاهی در خانه مادر حسن زندگی می کرد و گاهی نیز در محیط مخروبه برای خود سرپناهی فراهم می کرد. در سخت ترین شرایط من به او کاغذ طراحی و مئائ می دادم که کار کند.

 

طراحی های مصیب دریاپیما، در طرح سمت راست بالا یک معتاد را طراحی کرده است. یک آمپول بر روی بیضه معتاد وجود دارد. طرح های دیگر بردن اجناس قاچاق با لنج و درگیری نیروی دریابانی را نشان می دهد.

 

روش کودکانه در طراحی مصیب دریاپیما نشان می دهد که در کارهای او بیرون و درون معنی ندارد. فضا استمرار دارد. به دلیل این ویژگی به او سفارش دادم که درون جسم انسان را طراحی کند. او می گفت من مدتی در بهداری کار کرده ام و درون انسان را خوب می شناسم.

 

 

 

 

با استفاده و الهام از کارهای مصیب دریاپیما چندین نقاشی انجام دادم.

 

گنجی نساجی

گنجی نساجی از دیگر افرادی است که سال ها با او کار کردم.  او فردی است که طبع هنری دارد. با شاخه های درخت خرما لنج درست می کرد، با چوب و قوطی حلبی ساز درست می کرد.

 

 

 

در سال هایی که دخترانش فاطمه (گلی) ، زهره و عروس هایش شاگرد من بودند چند نمونه خط خطی در دفتر فاطمه نساجی دیدم. از آن زمان به او کاغذ می دادم که طراحی کند و کارهایش را خریداری می کردم. من ذر بسیاری از کارها سعی کردم او را تشویق کنم که موجودات موهوم و خیالی را نقاشی کند. گاهی یک زمینه رنگی ایجاد می کردم، رنگ در اختیارش قرار می دادم و در پایان کار را خودم تمام می کردم.

 

 

 

 

 

 

 

در سال گذشته فضای متضاد ملاقات سنت و تجدد جریره هرمز از موضوعاتی بود که من دوست داشتم نقاشی کنم. اما بهتر بود از صافی تجسم او شیوه دهی کار را مشخص کنم.

 

در سال های اخیز جزیره پر از کوله بدوش هایی است که در محیط طبیعی با هنگ درام و سازهای دیگر موسیقی اجرا می کنند. وجه مشترک آنها با مردم جزیره این است که آنها نیز از انرژی های نهفته در طبیعت صحبت می کنند و به ظاهر آن را باور دارند.

 

چه خوب چه بد آنها همه جا هستند و در آینه فضای فجازی و محیط واقعی می توان نحوه زیست آنها را دید.

معمولا هر زمانی که از شاگردانم دور هستم به جای فضای تخیلی نوعی طرح ها که روشنفکران آن را شعاری و پیش پا افتاده می دانند در کارها ظاهر می شود.  از این رو من باور دارم که هنرمندان خودآموخته و یا در حاشیه برای خواستگاه روشنفکری همیشه نیازمند راهنمایی در انتخاب موضوع و نحوه کار هستند. بی دلیل نیست که همه هنرمندان خود آموخته در ایران یا خویشاوند نزدیک هنرمند دارند و یا از فضای روشنفکری بهره می برند.

 

مانکن ها :همزیستی بین کالبد غربی و سنت های پر نقش و نگار

یک بار نادعلیان تعداد زیادی مانکن را در بازار قدیم قشم دید. به عنوان زباله دور ریخته شده بودند. همه را جمع کرد. همسرم طبق معمول به او گفت همه را می خواهی چه کار کنی؟

مهدیه ملاح زاده در حال انجام طرح های نقش حنا بر روی مانکن
مهدیه ملاح زاده در حال انجام طرح های نقش حنا بر روی مانکن

نادعلیان می خواست همزیستی بین کالبد غربی و سنت های پر نقش و نگار را نشان دهد.  در زیست خودمان این همزیستی بوجود آمده است. نادعلیان از خانم ملاح زاده آن زمان در موزه کار می کردند درخواست کرد که بر روی یکی از کالبد ها نقوش سنتی بومی هرمز را نقاشی کند. این تجربه را دوست داشتند. فرصتی بود برای فکر کردن.  این مجموعه ادامه دارد.

 

مانکن نقاشی شده و نقاشی زن با روبنده عربی، در مجموعه خصوصی نگهداری می شوند.
مانکن نقاشی شده و نقاشی زن با روبنده عربی، در مجموعه خصوصی نگهداری می شوند.

 

نقوش طلایی گلابتون بر روی کاسه دستشویی شکسته خانه لافت

 

Views: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *