سفر با دانشجویان هنر به جزیره هرمز در بهمن ماه 85 برای برگزاری جشنواره هنر محیطی

پس از حضور در استان با توجه به قابلیتهای طبیعی  آنجا به این نتیجه رسیدم که در فضای طبیعی آنجا جشنواره های محیطی با حضور هنرمندان بین المللی پیش بینی شود.  به هنرمندان جوان استان قول دادم و توافق کردم که در بهمن ماه به همراه هنرمندانی از سایر نقاط ایران به جزیره هرمز برگردم. از همان ابتدا به این نتیجه رسیدم که همه ساله در فصل زمستان هنرمندان غیربومی و بین‌المللی را به منطقه ببرم و این جشنواره پیشنهادی را استمرار دهم.  در تهران هم پس از برگزاری کارگاه های عملی نظری و عملی هنر جدید با مجموعه از دانشجویان کارهای مختلفی انجام می دانند. برای شرکت در چنین رویدادی آماده شده بودند.

هفتمین جشنواره هنر محیطی در ایران (تهران پلور): آشیانه ها و قاصدکها

کارهای چیدمان دانشجویان هنر در محیط دانشکده هنر شاهد خرداد 1385

بر خلاف اولین جشنواره اجرا و نمایش هنر در طبیعت که در مرکز هنر پردیس پلور که شرکت کنندگان هنرمندان شناخته شده بودند، برای این رویداد هنرمندان جوان را انتخاب کردم. چون نسل شناخته شده کارشان در زمینه هنر محیطی تداوم نداشت.  

مرکز هنر پردیس پلور: اولین جشنواره اجرا و نمایش هنر در طبیعت

بازتاب خبری کارگاهی که در دیماه برگزار شد و جشنواره خلیج فارس نامگذاری شد را به اعضای انجمن هنرهای تجسمی اطلاع دادم و در ارتباط بودم. برای مسئولین استانی موضوع جذاب شده بود. آنها هم اعلام کرده بودند که حمایت می کنند. پس از هماهنگی انجام شده با اعضای انجمن داشتم قرار بود یک ماه بعد به به همراه دانشجویان دانشگاه و تعدادی از افرادی که در دوره های آزادی من شرکت می کردند حدود دوم بهمن ماه به جزیره هرمز برویم.

با ایمیل در ارتباط بودم. برنامه پیشنهادی ارائه شده بود و حتی نحوه مشارکت هنرمندان استان با من هماهنگ می شد.

برنامه های پیشنهادی در آرشیو ایمیل من موجود است:

مرکز بین المللی هنر محیطی پردیس با همکاری مرکز هنرهای تجسمی هرمزگان برگزار میکند.

بخش دوم  جشنواره هنر محیطی خلیج فارس

مکان جزیره هرمز

زمان  2  الی  7  بهکن ماه 1385

حدود 18 نفر هنرمند میهمان از شهرهای مختلف ایران

علاوه بر آقای نادعلیان یک عکاس حرفه ای در این جمع میباشد.

احتمالا یک فیلم ساز از روز دوم جشنواره به این جمع ملحق میشود

حدود 40 نفرهنرمند جوان بومی استان هرمزگان و استانهای جنوب ایران

رسیدن به محل عصر 3 بهمن ماه 1385

بازدید از قلعه پرتقالی ها و توضیح  برنامه

4 بهمن صبح: ساخت مجسمه های ذهنی با گل میناب

در صورت امکان مجسمه های گلی در هرمز پخته میشود

در ایام نوروز در بندر عباس و جزیره هرمز نمایشگاه ترتیب داده میشود و مجسمه های گلی برای فروش ارائه میشود.

4 بهمن بعد از ظهر:  اجرای هنر محیطی در سنگل معدل

جمع آوری تمام بطری های پلاستیکی در لابلای صخره ها

5 بهمن صبح: ادامه ساخت مجسمه های ذهنی با گل میناب

بهمن بعد از ظهر:  اجرای هنر محیطی در سنگل معدل – کار با خاک های رنگی جزیره

6 بهمن بعد از ظهر بازگشت به بندر عباس

7 بهمن باز گشت به تهران

نمایشگاه هنر محیطی در ایام نوروز در بندر عباس و جزیره هرمز- در این ایام انشاء الله اگر عمری باقی بود به اتفاق خانوده به هرمز میآیم

در اواخر فروردین ماه دو میهمان از هلند دارم. اگر هوا زیاد گرم نباشد انشاء الله اگر عمری باقی بود آنها را برای اجرای کار به هرمز می آورم

این داستان ادامه دارد…

نامه های هماهنگی با هنرمندان استان برای برگزاری جشنواره هنر محیطی در بهمن ماه 1385

برای حدود بیست نفر از دانشجویان بلیط قطار تهیه شده بود. پیش بینی شده بود که بین روزهای 3  تا 7  بهمن ماه در جزیره هرمز باشیم.

اما یک هفته قبل از رفتن برای بازی فوتبال رفته بودم. معمولا با تعدادی از دوستان فوتبال بازی می کردیم. حسین خسروجردی و صیف اله صمدیان و تعدادی از اقوام آنها بودند. در همان یک هفته قبل یک ضربه محکمی از روبرو به پای من وارد شد. چند روزی بود که درد داشت.

پای گچ گرفته شده به دلیل شکسته شدند شصت پا، شب قبل از رفتن به جزیره هرمز

روز قبل از سفر به بیمارستان مصطفی خمینی رفتم .  با دوچرخه ام رفتم. جلوی پایم درد می کرد. با پاشنه پا رکاب می زدم.  پزشک متخصص گفت باید عکس تهیه شود. پس از تهیه عکس متوجه شدیم که استخوان شصت پایم شکسته است. گفتند باید گچ گرفته شود.  من فردای آن روز باید به بندرعباس می رفتم و این در حالی بود که خانم دکتری که پایم را گچ میگرفت گفت چون زمستان است دو روز طول میکشد که گچ خشک شود و نباید جابجا شوم.  از من پرسید همراه شما کجاست؟ گفتم همراه ندارم با دوچرخه آمدم.

با همسرم تماس گرفتم. به بیمارستان آمدند. با یک تاکسی به خانه رفتیم و دوچرخه در پشت ماشین بود.

پیشنهاد این بود که نروم و نمی شد. همه چیز به هم می ریخت.  در آخرین روز سفر آقای پشت کوهی با من گفتگو داشت.  زمانیکه به او گفتم چنین افکاری در ذهن دارم و برمیگردم به من گفت که هر استادی که به اینجا می آید همین را میگوید ولی دیگر برنمیگردد. اما مسئله فقط بدقولی نبود. احساسم این بود که بازگشت من به هرمز با آن وضعیت یک انتخاب تاریخی بود.  دلم می خواست که حتما بروم.  خانواده ام می دانند. کاری را که اراده کنم به هر قیمتی انجام می دهم. شب قبل از حرکت با کمک همسرم تا صبح باسشوار و بخاری برقی سعی کردیم که گچ پایم را خشک کنیم. از حفره بالا بخار بیرون می آمد. کمی هم بوی طبخ غذا می داد. حتما بوی گچ بود. گرما را احساس می کردم اما فکر نمی کنم پاهای پخته می شود.

وقتی به ایستگاه راه آهن رفتم همه دانشجویان  متعجب بودند و پیشنهاد دادند که از سفر منصرف شوم. اما دلم میخواست که این سفر انجام شود. 

عکس های گزارش احمد نادعلیان و راحله زمردی نیا

محمود مکتبی، عارف مقدم و حسام الدین محمدیان در مسیر  بندرعباس
دانشجویان در مسیر بندر بندرعباس
دانشجویان در پایانه قطار بندرعباس
دانشجویان در ساختمان تربیت بدنی جزیره هرمز

بر خلاف سفر اول که به دو تا از خانه ها دعوت شدیم برای سفر دوم برای اسکان هماهنگ شده بود که در تربیت بندی هرمز اقامت داشته باشیم. مجددا یاد آوری می نمایم که در آن زمان هیچ اقامتگاه گردشگری در جزیره هرمز وجود نداشت. در هر اتاق یکی دو تا تخت وجود داشت. من هم با دانشجویان پسر در یک محیط استراحت می کردم.  بعد ها میزبانان من آشکارا می گفتند که ما با استادانی در تماس بودیم آنها شرایط رفاهی خوبی می خواهند و قبول نمی کنند. فقط نادعلیان می توانست چنین شرایطی را قبول کند. نداشتن حریم خصوصی با توجه به اختلاف سن سخت بود. اما آن زمان من این وضعیت را نمی دیدم.

تعدادی از هنرمندان شرکت کننده در طبیعت جزیره هرمز
تعدادی از هنرمندان شرکت کننده در طبیعت جزیره هرمز و ساحل سنگر معدلی
هنرمندان شرکت کننده در ساحل سنگر معدلی جزیره هرمز ، کار با خاک های محدود رنگی و عناصر طبیعی
آثار هنرمندان شرکت کننده در ساحل سنگر معدلی جزیره هرمز، بهمن 1385
اثر داوود جباری و مشارکت هنرمندان شرکت کننده در ساحل سنگر معدلی جزیره هرمز، بهمن 1385

 

دانشجویان شرکت کننده در ساحل سنگر معدلی جزیره هرمز
در سال 1385 کلیه گفتگو ها، بحث و بررسی آثار و کار کارگاهی در کلیسا و یا برج نگهبانی قلعه پرتغالی ها برگزار شد.
کارگاه ساخت مجسمه با گل میناب در برج فرماندهی قلعه پرتغالی ها

در برنامه پیشنهادی من ذکر شده بود که با گل میناب مجسمه های ذهنی ساخته شود .

در صورت امکان مجسمه های گلی در هرمز پخته شود و در ایام نوروز در بندرعباس و جزیره هرمز نمایشگاه ترتیب داده میشود و مجسمه های گلی برای فروش ارایه میشود .

از همان زمان با توجه به شناخت دوران دانشجویی چشمنداز توسعه صنایع دستی بومی را مد نظر داشتم.اما خیلی از افکار من مثل کار بازیافت و این نوع کارها که تداوم فرهنگی بود بعد از دوسال رها شد. فقط کمیت استفاده از خاک ملاک قرار گرفت.

کار با گل در برج فرماندهی قلعه پرتغالی ها انجام شد و حتی با خاک های رنگی و خصوصا خاک سرخ تزئین شدند. امکان پخت وجود نداشت. کارها در آنجا ماند که نوروز برگردم و به ترتیبی پخته شوند. زمانیکه نوروز با خانواده به جزیره برگشتم به دنبال آنها بودم. مرحوم اصغر نیک گفتند که شب عید مسافرانی برای بازدید آمده اند و کارها را خریداری کردند. گفتم هنوز پخته نشده بودند. به من گفتند به همان شکل دوست داشتند.

البته بعد ها زمانی که در جزیره ساکن شدم دوستان و  استادانی آمدند و کارهای متنوعی در ابعاد بزرگ و کوچک انجام شد. در یک برنامه دانشجوی دکتری من به همراه دانشجویان کارشناسی آمدند. از خاک سرخ هم استفاده شد. 

اثر گروهی که مجید ضیائی را همراهی کردند و از دانشگاه هنر اسلامی تبریز به جزیره هرمز آمدند.

در برنامه ای دیگر استادان انوشفر، نجیبی، ضیائی و … را به جزیره هرمز آمدند. کارها در کوره ای که ساختند پخته شد. مجموعه از کارها در موزه من موجود است که در هرمز تولید و پخته شدند. در گزارش های بعدی کارها معرفی می شودند. 

در سال 1385 کلیه گفتگو ها، بحث و بررسی آثار و کار کارگاهی در کلیسا و یا برج نگهبانی قلعه پرتغالی ها برگزار شد.

بعدها زمانی که در جزیره هرمز زندگی کردم متوجه شد که  ساختمان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و سالن داشته است.

همایش سال 1388 زمانیکه خانه خریده بودم نشست ما در سالن همایش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جزیره برگزرا شد.

سئوالی که در ذهن من شکل گرفت این بود که چرا این جلسات در سال 1385 در قلعه پرتغالی ها و در سال 1386 در ساختمان محیط زیست برگزار می شد؟ چرا در پنج سفری که در سال های 1386 و 1385 داشته ام با نماینده وقت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در جزیره هرمز ملاقات نداشتم؟

در خلال کار پژوهش این نامه را دیدم و بررسی کردم. با توجه به اینکه متوجه شدم آقای مصیب زارعی از مدت ها قبل از حضور ما ، نماینده اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در جزیره هرمز بودند، در یک گفتگوی ویدئویی با آقای مصیب زارعی گفتگو داشتم. علاو بر بحث سابقه هنر تجسمی در جزیره هرمز سئوال مطرح شد که چرا ایشان برای دیدن کارها نیامدند.

نامه آقای همایون امیر زاده به آقای مصیب زارعی نماینده اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در جزیره هرمز در بهمن 1385

پاسخ ایشان این بود که ایشان در ارتباط با من گفتند در جریان بودند و شناخت نداشتند. اصلا فکر نمی کردند که نادعلیان بعد ها به جزیره بیاید، خانه بخرد و به یک هرمزی تبدیل شود. 

اما روایت دیگر که در جزیره شندیم این بود که بین نماینده فرهنگی استان آقای همایون امیر زاده و آقای زارعی همکاری وجود نداشته است. زمانیکه که آقای امیر زاده به سمت مدیر کل انتخاب شدند در جزیره شایعه بود که ایشان می خواستند فردی که بعد ها کافه گلک را راه اندازی کردند را برای نمایدنگی در جزیره معرفی نمایند. اما هنرمندان بومی مخالف بودند. این نوع مشکلات (اختلاف زیر مجموعه با بالادست) در همه جای ایران وجود دارد.  هدف ما هم این نیست بگوئیم زمانیکه هرمز آمدیم هیچ امکاناتی نبود. ما ندیدیم و به من نگفتند. در حد نیاز ما سالن وجود داشت. اما استفاده نکردیم. محدویت در روابط بود نه امکانات.  تاریخ را نباید فراموش کرد. باید درس گرفت که چه بودیم. چه فکر می کردیم و چه شد؟

در زمان مناسب بیشتر خواهم نوشت.

ادامه دارد

نطرات در “سفر با دانشجویان هنر به جزیره هرمز در بهمن ماه 85 برای برگزاری جشنواره هنر محیطی

  1. اشتراک ها: اجرای گروهی چیدمان و صدا با استفاده از زباله ها و بطری های ساحل جزیره هرمز بهمن 1385 - Dr. Nadalian

  2. اشتراک ها: رویدادگردانی احمد ناعلیان برای هنر اجرا و صدا در قلعه پرتغالی های جزیره هرمز، بهمن ماه 1385 - Dr. Nadalian

  3. اشتراک ها: حجاری احمد نادعلیان بر روی صخره های بام خلیج فارس: روز آفرینش ذوج نخستین - Dr. Nadalian

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *