هنرهای اجتماعی

در سالهای آغازین که در جزیره هرمزساکن بودم، به دنبال یک خلوت شاعرانه بودم. می خواستم که رفتاری تغزلی داشته باشم. در طبیعت جنوب غربی جزیره هرمز نقاشی می کردم. برای نیازهای اولیه به شهر  می آمدم. در آن زمان هیچ غذاخوری وجود نداشت. در خانه های محلی غذا می خوردم. معمولا زنان در خانه ها برای من غذا درست می کردند. آنجا متوجه اختلاف عمیق بین زیبائی طبیعت و کیفیت زیست مردم آنجا شدم. اما واقعیت های انسانی و اجتماعی من را بیدار و به دنیای دیگری رهنمون کرد.

اگرچه کارهای من در جزیره هرمز با هنر محیطی شروع شد ولی حالا رنگ و بوی اجتماعی آن پر رنگ شده است. موضوع هنر اجتماعی زمانی متبلور شد که تصمیم گرفتم که به زنان آموزش دهم که با خاک نقاشی کنند. ضرورت هنر اجتماعی زمانی بیشتر احساس شد که در جزیره هرمز خانه خریدم. 

برای من هنر فقط بیان نیست. شاید بتواند درمان باشد. شاید بتواند شکمی را سیر کند و شاید بتواند نحوه زیستن را تغییر دهد. هنری است که با اهدافی انسانی رویکردی اجتماعی دارد، ‌ از قابلیت های هنر برای تغییر جامعه استفاده شود.  جمع را به مشارکت می گیرد و به دستاوردهای اقتصادی و فرهنگی این هنر در آن اجتماع توجه دارد. همه اقشار اجتماع می توانند از آن بهره ببرند و به آن دسترسی داشته باشند. آنها یا ارتباط و مشارکت مستقیم دارند و با آن تعامل دارند.

این هنر فقط برای روشنفکران نیست،  آنها به عنوان بخشی از مخاطبان من محترم و مورد توجه هستند و از تجربیات و راهنمائی های آنها استفاده می نمایم.

پس از سالها کار در طبیعت و اجتماع حالا هنر برای من فقط نمایشی روشنفکرانه نیست، اگرچه آنها نیز به عنوان بخشی از مخاطبان من مورد توجه هستند و از تجربیات و راهنمائی های آنها استفاده می نمایم.

حالا “هنر اجتماعی” برای من این معنی را دارد:  “هنر اجتماعی هنری است که با اهدافی انسانی رویکردی اجتماعی دارد، ‌ جمع را به مشارکت می گیرد و به دستاوردهای اقتصادی و فرهنگی این هنر در آن اجتماع توجه دارد.”